سر بالا کن

اي عشق! سفر ما از چه زماني شروع شد؟
تو كه چشمانت حتي توي عكست هم پايين است؟
نكند من شوخ چشم بودم؟
نكند پرده ها را من دريده باشم؟
من اسير تير آتشين نگاه تو شدم و ديگر نمي توانم چشم بردارم
اي عشق سر بالاكن
مرا ديوانه و دلكنده نگاهت نكن
از پنجره بيرون را نگاه كن
مي بيني چيزي براي تماشا بيرون نيست
پس تا آخر سفر چشم بر من بدوز 
كاش اين سفر تمام نشود


منبع این نوشته : منبع

نیمه پر عشق

بيا نيمه پر اين عشق را ببينيم
اغراق مي كنم دوري تو سخت است!
نه! وقتي دوري ديوانه وار به تو فكر مي كنم
فقط به تو فكرمي كنم
مگر مي شود به عشق انديشيد و لذت نبرد؟
بي وفايي و عتاب تو شيرين است!
غم تو مرا به جان تو پيوند مي زند
دور باش اي عشق
هر چه دورتر مي شوي در قلب من نزديك تر مي آيي
پس اينقدر دور شو كه تمام من شوي
تمام من شو اي عشق


منبع این نوشته : منبع

مدار فرضی عشق تو

تو هر کجا که باشی من آنجا هستم
در شمال باشی،گیلانم
در جنوب باشی،اهوازم
کافیست شاهد باشی تا مشهد تو باشم
دور تو می چرخد مدار زندگی من
چه در کنارم باشی چه نباشی
من به دور مدار فرضی عشق تو می چرخم
تو شمس منی و 
جان من از عشق تو می سوزد
همین است که نمی توان به تو نزدیک شد
خدایا شجاعت خاکستر شدن را به من ببخش.


منبع این نوشته : منبع
مدار ,باشی ,مدار فرضی

عشق و خدا

بعضي ها مي گويند خداي ما عشق ماست
بهشان حق ميدهم
بس كه نشانه هاي عشق و خدا نزديك است
هر دو هستند ولمس نمي شوند 
هر دو بزرگند و  ديده نمي شوند
هر دو در قلبند
چشمها را كه ببندي در درون مي يابيشان
چشمها را كه باز مي كني همه چيز آنها هستند


منبع این نوشته : منبع

رشته زلف تو

ای عشق،چه کنم با تو؟
رشته زلف تو رشته های جان مرا از من پاره می کند
ای عشق نه با تو می توان بود و نه بی تو
با تو یعنی شراره های آتش و خاکستر
بی تو یعنی شراره های آتش و عطش
راه گریزی نیست
تو انتخاب کن
من با چشم های بسته و دستانی باز به تو لبخند می زنم
دل من مدتهاست چاک چاک است


منبع این نوشته : منبع
یعنی شراره

مصاحبه

شنبه يه مصاحبه شغلي مهم دارم. اين درحاليه كه قراردادم با شركت فعلي تا آخر همين ماهه يعني دوشنبه و اونقدر منو از خودشون دلخور كردن كه دلم مي خواد هر جوري هست از تركيب شركت خارج بشم . 

از طرفي خدا و واقعا خدا كمك كرده و تو اين شرايط يهو از طرف شركتي كه هميشه آرزوي بودن در اونو داشتم بهم تلفن كردن كه براي شنبه بيا مصاحبه . اونم نه منشي، كه خود معاونت مستقيم باهام صحبت كرد. كه واقعا برام هم افتخاره هم جاي شكر از خدا كه تو اين شرايط يه چنين اميدي بهم داده.
حالا خيلي نگران و مضطربم كه آيا شغل نصيب من ميشه يا خير. در ثاني چون خود معاونت تماس گرفت خيلي جرات نكردم از شرايط كار و امتيازاش بپرسم . اينه كه همه چيز شنبه معلوم ميشه.
اميدوارم از پسش بربيام.
دلشوره بيچارم كرده.


منبع این نوشته : منبع
شرايط ,مصاحبه

ناموفق

+ساعت کاری تا ۴:۳۰و اضافه کار تا پنج و نیم اجباری که من شرایط زندگیم اجازه نمی ده  . اما حقوقم از دو برابر هم بیشتر میشه و کلی امتیازات شغلی . 

+مصاحبه رو موفقیت آمیز سپری کردم . خوشحالم سالهای عمرم رو بیهوده نگذروندم و می تونم به خودم یه حرفه ای بگم. 

+ناراحتم که باید بهشون نه بگم . واقعا ناراحتم. 


منبع این نوشته : منبع

من و عشق هم را نمی فهمیم

من و عشق همدیگر را نمی فهمیم
او از من جان مرا می خواهد و 
من با او جان
من می خواهم که رنگ به زندگی ام ببخشد و 
او که می آید رنگ از رخ من می برد
من می خواهم او همدم دردم باشد و 
او که می آید درد و آتش را با هم می آمیزد
نه! من و عشق همدیگر را نمی فهمیم


منبع این نوشته : منبع

اعتراف کن

اعتراف كن ، 
بگو اي عشق!
جهنم ديگر كجاست؟ 
جهنم اينجاست كه من در آتش تو مي سوزم
جهنم اينجاست كه من مي دانم آب كجاست و نمي دهندم
جهنم اينجاست كه هر لحظه تازيانه هاي فراق مي زنندم
جهنم اينجاست كه تو نزديكترين مني و از همه دورتر ايستاده اي
جهنم اينجاست كه من همه كتابها را با صدای تو مي خوانم
جهنم قلب سوخته من است
اعتراف كن ، 
بگو اي عشق!


منبع این نوشته : منبع
اينجاست

بیاندیش به این عشق

بيانديش به اين عشق 
ببين تو كجاي اين عشقي و من كجا
تو در ارتفاعي و من در دامنه 
تو در اوجي و من در ابتدا
تو آتش شدي و بر جان من افتادي
عشق تو هرچه غير تو را در من خاكستر كرده
خنده ام مي گيرد وقتي به اينجا رسانيدم كه 
خواستن عشق تو برايم از رسيدن به تو مقدس تر شده

منبع این نوشته : منبع